(سلب)مالکیتِ فکر عمومی و سازمان‌یابی نیروهای تولیدی در سازوکارهای جهانی سرمایه

(سلب)مالکیتِ فکر عمومی و سازمان‌یابی نیروهای تولیدی در سازوکارهای جهانی سرمایه (این نوشته تصرف و تلخیصی است از سرمایه، علم، تکنولوژی: رشد نیروهای تولیدی در سرمایه‌داری معاصر[1]، نوشته رائول دلگادو وایز و متیو کروسا نیل[2] اول مارس 2021)  مفهوم فکر عمومی[3] که کارل مارکس مطرح کرده است، برای بررسی سازمان‌یابی جدید نیروهای تولیدی و انحصار جهانی از طریق مالکیت فکری نقطه شروع مناسبی است. گرچه مارکس به صراحت این موضوع را در سرمایه مطرح نکرده است، مگر در پاورقی‌های حاشیه‌ای، اما در گروندریسه[4] وی مقوله فکر عمومی را ابداع کرد و برخی از ملاحظات را در قالب یادداشت‌ها ارائه داد […]

تا سال‌ها هیچ‌کس نخواهد دانست که مقصر کیست

نوشته حمید نیکخواه «برای دستفروش‌های خیابان الرشید جنگ با سوتِ جنگنده‌ها شروع می‌شود. سپس صدایی مهیب و گردوخاک، … تا ساعت‌ها چشم چشم را نمی‎‌بیند و تا سال‌ها هیچ‌کس نخواهد دانست که مقصر کیست …» شاید به نظر بیاید که آرایش نیروها، در جاهایی همچون عراق، تا حدی زیادی خود را به روشنی نمایان می‌سازد. عدۀ زیادی در فقر و فلاکت و در میانۀ گلوله و ترس و عزا، روزشان را شب می‌کنند و عدۀ کمی از این بلبشو به اشکال مختلف بیشترین نفعِ سیاسی و اقتصادی را می‌برند. به نظر مرز میان ادبار و اقبال روشنِ روشن است. کافی […]

 گفتم و روحم را آزاد کردم[i].

کارل مارکس نقد برنامه گوتا را با این کلمات به پایان می‌برد: گفتم و روحم را آزاد کردم. لوئی آلتوسر، فیلسوف مارکسیست، در 1982 دستنوشته‌ای با عنوان «دربارة اندیشة مارکسیستی»[ii]، و پیتر لاینبَو، تاریخدان مارکسیست، چند ماه قبل، در پی‌نوشتِ بازبینی‌شده‌ای از ترجمة جدید نقد برنامه گوتا با عنوان «کمون‌ها به‌مثابة اهرم‌های بازآفرینی اجتماعی»[iii]، نوشتۀ خود را با همین کلمات آغاز می‌کنند. آلتوسر، می‌گوید که مارکس، از آنجا که نمی‌خواسته نقدش را بدلیل ملاحظات حزبی چاپ کند[iv]، این جملات را در تنهایی خود گفته و در کشویِ میزش گذاشته است. آلتوسر در ادامه، اشاره می‎‌کند انگلس به ببل نوشته که […]